جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
137
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* * * آيا در تاريخ شرق چنان ثبات عقيدهاى سراغ گرفتهاى كه هيچ سستى در آن راه نيابد و از آتشفشانها و زلزلهها ، بر آن لرزه نيافتد ؟ و كدام زلزلهاى براى يك عقيده سهمگينتر از تراكم و فزونى دشمنان نيرومند و مجهز با سلاح تخطئه و تكفير - و هرگونه گناهى كه اين دو دارند - مىتواند وجود داشته باشد ؟ و كدام آتشفشانى براى عقيده مهيبتر از تهديد به مرگ و يا خود مرگ است ؟ كدام مبارزه در راه ايمان و عقيده را سراغ دارى كه در آن هيچ نشانى از فريب ، سازشكارى ، سودپرستى ، برترىجويى نباشد و گرد مصالح شخصى نگردد . . . مگر آن كه بپذيريم : پيروزى ايمان و عقيده ، خود از هر مال و جاه و مقامى برتر است . آيا هيچ از دنيا خواستهاى كه با تو از مهر و عاطفهاى سخن گويد كه از قلبى سرشار از رحمت و مهر مىتراود و از زبانى بيرون مىآيد كه جز صلح و سلامت بر آن جارى نگردد . و از اين جاست كه او قدرت پيروزمندى است كه در پاى آن فريبندگىهاى جهان شكست مىخورند . و بويژه در آن دورانى كه سودپرستى و آزمندى ، استثمار و احتكار منافع ، بر مردم حكومت مىكند و دشمنان على بهخاطر همان منافع پست با هم مىجنگند و سپس در برابر صاحب اين قلب و زبان عطوفتبار و براى نبرد با آن ، يكى مىشوند و دست يكديگر را مىفشارند ! * * * آيا در فرهنگ لغات و قاموس كلمات ، معنى عصمت و برائت را دريافتهاى ؟ كلمهاى كه مردم آن را بر زبان مىآورند و مىنويسند و در زندگى خود ، كم يا زياد ، با آن بهسر مىبرند و هركسى به حكم